سيد محمد حسن بني هاشمي خميني

421

توضيح المسائل مراجع ( فارسي )

احكام ضامن شدن [ احكام ضامن شدن از رساله امام خمينى ره ] مسأله 2310 اگر انسان بخواهد ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد ( 1 ) ضامن شدن او در صورتى صحيح است كه به هر لفظى اگر چه عربى نباشد به طلبكار بگويد ( 2 ) كه من ضامن شده‌ام طلب تو را بدهم و طلبكار هم رضايت خود را بفهماند ( 3 ) ولى راضى بودن بدهكار شرط نيست ( 4 ) اين مسأله ، در رسالهء آيت الله بهجت نيست ( 1 ) مكارم : مىتواند صيغهء لفظى به زبان فارسى يا عربى يا هر زبان ديگر بخواند ، و مثلًا بگويد : " من ضامنم طلب فلان كس را بدهم " و طلبكار هم بگويد : " قبول كردم " و نيز مىتواند قرارداد ضمانت را بوسيلهء امضا كردن ضمانت نامه ، يا هر كار ديگر كه اين مطلب را به طلبكار بفهماند و او هم عملًا قبول كند ، انجام دهد . ( 2 ) خوئى ، تبريزى ، سيستانى ، زنجانى : اگر چه عربى نباشد يا به عملى به طلبكار بفهماند . . ( 3 ) اراكى : طلبكار هم قبول كند و رضايت خود را اعلام كند . . ( 4 ) سيستانى : و اين معامله دو صورت دارد : 1 اينكه ضامن دَيْن را از ذمهء بدهكار به ذمهء خود منتقل سازد ، پس اگر قبل از پرداخت فوت كند مانند ساير ديون بر ارث مقدم خواهد بود ، و معمولًا منظور فقهاء از كلمهء " ضمان " اين معنى است . 2 اينكه ضامن ملتزم شود دَيْن را بپردازد ولى ذمهء او مشغول نمىشود و اگر وصيّت نكند از اموال او پس از مرگ پرداخت نمىشود . مسأله اختصاصى مكارم : مسأله 1977 بعد از ضامن شدن ، بدهى بدهكار به ذمّهء ضامن منتقل مىگردد ؛ و ذمّهء بدهكار پاك مىشود و اگر ضمانت به خواهش بدهكار صورت گرفته باشد هر وقت ضامن بدهى را داد مىتواند آن را از بدهكار سابق بگيرد . نوع ديگرى از ضمان نيز وجود دارد كه شخصى ، ضامن ديگرى مىشود ، به اين منظور كه اگر بدهكار در دادن بدهى كوتاهى كرد ، يا نتوانست آن را بپردازد ، طلبكار طلب خود را از ضامن بگيرد ، اين نوع ضمان نيز صحيح است . غالب ضمانتهايى كه در بانكها يا در برابر وامها مىگيرند ، از اين قبيل است ( اوّلى را نقل ذمّه مىگويند و دوّمى را ضَمّ ذِمّه به ذِمّه و هر دو صحيح است ) . مسأله 2311 ضامن و طلبكار بايد مكلَّف و عاقل باشند و كسى هم آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد در حال بالغ شدن سفيه نباشند ( 1 ) كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف كنند ، ( ولى اگر بعد از بالغ شدن سفيه شده باشند و حاكم شرع آنان را از تصرّف ) *